شهید یا قربانی
جامعه ای که در آن زندگی می کنیم بعضاً شهادت به عنوان یک ارزش نامیده می شود. بعضی وقت ها در بطن فرهنگ های دموکراتیک هم از فرهنگ شهادت دفاع می شود و سعی بر این است که بین شهید و قربانی تفاوت قائل گردد. در تعریف اصطلاحی، شهید کسی است که با انتخاب خود مسیری را انتخاب می کند که به مرگش منتهی می شود؛ این انتخاب آزادانه برای یک نقطه برتر صورت می گیرد. اما این هدف نمی تواند چیزبه غیر از آرامش و آسودگی بشر باشد؛ هر هدفی به غیر از این محتوایی ایده آلی داشته و در اصل با ساختار اهداف افراطیون مذهبی که بعضاً تروریست هم هستند و رژیمی مانند جمهوری اسلامی نخواهد داشت.
شهادت نمی تواند ارزش باشد و فرقی بین شهید و قربانی وجود ندارد.
این حرف که "شهادت نمی تواند ارزش باشد" صرفاً به این معنی ختم نمی شود که هیچ موقع نباید فداکاری کرد و یا فداکاری دارای ارزش نیست .
ما معمولاً در وضعیتی که هستیم بین حیات خود و دیگری یا دیگران یکی را انتخاب می کنیم تصور می کنیم و هر کس که دیگری را بر خودش ترجیح بدهد فداکار می نامیم و در بعضی مواقع شهید می نامیم.
در درگیری آمریکا با طالبان و القاعده، رهبران آمریکایی اعلام کردند که برای حقوق بشر و دموکراسی می جنگند و در مقابل نیز القاعده هدفش را الهی می داند.آمریکا سربازان خود را شهید و کشته های القاعده را تروریست در طرف مقابل نیز به همین شکل است.
نمی توان ثابت کرد که فداکاری دارای ارزش ذاتی بوده و قتل و ارعاب ذاتاً ضد ارزش است.انسانی که دست به ارعاب می زند و به صراحت اعلام می کند که خودش بر دیگری برتری دارد همه را بر علیه خود می شوراند. بدین صورت اگر کسی بقیه را وادار کند که خودشان را فدای او کنند در نهایت ناچار است که اعلام کند آنها خودشان را با انتخاب آزاد و در راه ارزشی فدا کرده اند. به این طریق است که شهادت یک ارزش تلقی می شود.
فرهنگی که برتری خودش را بر دیگری تبلیغ می کند خیلی زودتر از آنکه فراگیر شود نابود می شود.
شهید عبارتی است تا دلیل قتل انسان را در قالب ساده و سطحی به افراد عرضه کند
همیشه در پشت معنای شهادت یک مقصر، یک شرور یا یک دشمن پنهان است که مخالف و معاند است.
یک شهید به دست چه کسی به شهادت می رسد؟
در تمامی جنگ ها هر 2 طرف جنگ مقصرند. به همین منظور نمی توان هیچ ارزشی را به عنوان هدفی والا معرفی کرد که ارزش آن را داشته باشد که انسان خود را در راه آن فدا کند. این حرف به این معنی نیست که فداکاری مطلقاً بی ارزش است، بلکه به این مفهوم است که فداکاری دارای ارزش مطلق نیست.
کسی که جانش را در راه انسان ها فدا می کند از دید اسلام گرایان مشرک و کسی که در راه اسلام جانش را از دست بدهد از دید دیگر فرهنگ های جهان مجنون.
سیستم و ایدئولوژی که خشونت را خواهان است و آنرا فریاد می زند و به صراحت می گوید که بر حق می باشد و دیگران باطل، مرتد و گمراه به دلیل اینکه همه را بر ضد خود متحد کرده، قبل از انتقال به نسل بعدی از پای در می آید. این حادثه محصول تقسیم جهان به 2 قطب ما و دیگران است. اما حقیقت این است که کسی که در این مواقع ناچار به کشتن انسان ها است یک قهرمان نیست. او کسی است که ناچاراً دست به عمل ممنوعه قتل زده است. آن شخص نمی تواند یک قهرمان باشد.
مورد دیگری که در آن مبارزه و فداکاری دارای ارزش است که در واقع مبارزه با نظام های توتالیتر(نظام های استبدادی) است.
اگر این نظام توتالیتر از پوشیدن یک لباس ممانعت کند، اگر یک شخص بخواهد این تفکر را جا بیندازد و با تفکر قبلی مبارزه کند که پوشیدن این لباس حق من نیست و پوشیدن فلان لباس حق من است در واقع او یک توتالیتر را بر می اندازد و توتالیتر دیگری را جایگزین می کند. او فکر می کند در راه آزادی مبارزه می کند در حالی که این چنین نیست.
باید اعتراف کرد که بعضی وقت ها ناگزیر به جنگ هستیم اما نه فاتحان جنگ قهرمان هستند و نه کشته شدگان شهید.